خاطره ای از سردارشهیدحسین شیرزاد به نقل از آقای علی اقابابایی

آقای آقابابایی نقل میکند:

پس از شهادت این شهید بزرگوار معجزه های زیادی از این سردار شهید وخدای بزرگ برما آشکارشد که یکی از این معجزه ها این است.

 

در آن زمان شب های تابستان مردم در پشت بام ها شب نشینی برگزار میکردند.آن زمان ما و خانواده شهید شیرزاد همسایه دیوار به دیوار بودیم.

در یکی از شب های تابستان که من و خوانواده ام برای شب نشینی به پشت بام رفته بودیم یکدفعه با صحنه عجیبی مواجه شدیم.

وقتی که داخل حیاط خانه ایشان را نگاه میکردیم یکدفعه دیدم که هاله ای نورانی اطراف خانه شان را منور کرده به طوری که مثل کمانی سفید رنگ از این سوی خانه به این سوی خانه کشیده شده است . اول فکر کردم خیالاتی شده ام ولی بعد از این که از مادرم هم پرسیدم و او دیده مرا تایید کرد فهمیدم که این صحنه یک رویا نیست و حقیقت دارد.

.

.

ایشان نقل میکند هنوز هم آرزو دارم بار دیگری این شهید بزرگوار را ملاقات کنم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *