خاطره ای به نقل از آقای علی بیاتی

درسالهای ۶۲،۶۳ سعادت وتوفیق حضور وهمکاری در جوارسردار شهید حسین شیرزاد در بسیج را خداوند به این جانب وجمعی از دوستان عطا فرمود که در این مدت خاطراتی گوتاه از ایشان در ذهن حقیر مانده تقدیم شما عزیزان مینمایم انشالله مورد رضایت خداوند قرارگیرد.

شهید حسین شیرزاد خیلی منظم ،خوش تیپ  ، خوش برخوردوبادیسپرین نظامی وچیدمانی که در اطاق محل کارش با وسایل خیلی ساده وغیر قابل استفاده یامصرف شده مثل خودکار های تمام شده که داخل یک لیوان که دور آنرا با کاغذ رنگی پوشانده بود وپرچم هایی که از سپاه وجمهری اسلامی روی میز قرار می داد  هر کسی که وارد اطاقش می شد اگر آدم متخلفی بود خیلی زود خودش رالومداد ودوستان وهمکاران را نیز به شوق و وجد می آورد  . طوری که باین رفتار چندین سال  در بسج کوهرنگ مسئولیت داشت تمام اسلحه های غیر مجاز که عشایر داشتند جمع آوری میکرد یکی دیگر از محاسنی که ایشان داشت مردم شناسی وشناخت  نفاط ضعف وقوت اشخاص واطلاعاتی بود که در برخورد با افراد بخصوص اقوام بختیاری کسب می کرد واز همین اخبار وآگاهیهای که در بازجویها بدست می آورد . مکانهای مخفی کردن اسلحه ومهمات غیر قانونی عشایر راجمع آوری میکرد طوری که بعضی وقتها در طول یک هفته در حد یک کامیون خاور اسلحه به شهرکرد ارسال می کرد.  عشایرومردمی که سالها زیر ظلم خوانین وزورگویهای آنها آب خوش ازگلویشان پائین نرفته بود شهید حسین شیرزاد را از دل وجان دوست می داشتند وخوانین هم وقتی حضورایشان را یاحتی اسم اورا می شنیدند رعب ووحشت در دلشان ایجاد می شد .

وجرعت اینکه تصور  آزار واذیت عشایررادر خیالشان هم بگذرانند نداشتند.

یکی از سرکاریهای که این شهید گرانقدربا اینکه مجردبوددوستان راقرار میداد قسم  جان دوفرزندنداشته اش بود که یاد می کرد.یادم هستدیک زمانی میهمان ایشان در منزل آنها  بودیم .تازه فهمیدیم  چند وقتی بودکه سرکارمان گذاشته بود . بعدازآنموقع دوستان دیگر شهید حسین شیرزاد را بنام پدر دوپسر می شناختند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *